تبليغاتX
دیوانه ترین عاشق...

دیوانه ترین عاشق...

وبلاگ مخصوص شعر هایی که خودم می گم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

دوست ندارم...

دوست ندارم...

 دوست ندارم تو بدون دیگه باهات نمی مونم

اصلا تو رو نمی خوام خسته از این زمونم

اون موهای مشکیه من به پای تو ...شدن

بیچاره اون عشقایی  که به پای تو ...شدن

می خوام اینو بدونی که زندگیم سیاه شد

به تو نشستم عمرم دیگه تباه شد

اما بدون یه روزی دوباره بر می گردم

تا تو بیای ببینی،برای تو چه کردم

خدا کنه غریبه دلتو بسوزونه،چون دلمو سوزوندی

هر کاری خواستی کردی اما پیشم نموندی

الهی که تنها بشی بمونی توی حسرت

هیشکی پیشت نباشه بمیری توی غربت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

فکر می کردم که...

فکر می کردم که...

فکر می کردم که دستات تو دست من می مونه

دیدم که رفتی و با غریبه ها نشستی تا که بشم دیوونه

فکر می کردم که برات خیلی زیادم به خدا

اما تو خواب می دیدم یه روز ازت میشم جدا

فکر می کردم که منو دوستم داری یه عالمه

 اما دیدم اینا همش فقط و فقط تو خوابمه

فکر می کردم یه روزی دلت برام تنگ میشه

اما خبر نداشتم سنگ که دلتنگ نمیشه

فکر میکردی که بری،تنها می مونم همیشه

اما دیدی،بدون تو بازم زندگی میشه

فکر میکردی که بری بدون تو می میرم

اما وقتی که رفتی دیدی بازم همینم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت 4:50 قبل از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

من یه کولی غریبم ...

من یه کولی غریبم ...

من یه کولی غریبم،در به در ،خسته ی خسته

بغض سرد وغم گرفته ،توی چشم من گرفته

بی صدا می شکنم هر شب،زیر ضربه های کینه

کولی اسیر دردم،سرنوشت من همینه

توی هر روز زمستون کار من گریه و آهه

هر شب روز واسه قلبم مث ساله،مث ماهه

دست من پراز طلا نیست،پر ازغصه و اندوه

کوله ای رو شونه هامه،پر درده ،قده یه کوهه

رنگ زندیگیم سیاهه،پر وحشت ،پر تردید

گریه های بی صدامو هیچ کس،هیچ وقت نمی دید

تو نگام یه وحشت،تو دلم حسرت شادی

این همه غصه و درد و تو به قلبم هدیه دادی

من مسافرم همیشه از خزون تا قعر غربت

این همه غریب و حسرت جا نمیشه توی صحبت

منم اون بیگانه با مهر،با محبت،با رفاقت

توی قلبم دیگه مرده حرف خوبی و صداقت

روی لبهام جای خنده ،واژه های بی پناهی

تو بگو این همه سوختن به چه جرمی ،چه گناهی

بی تفاوت واسه من می گذره هی روز شب

به امیده روزی روشن می سوزم تو آتیش و تب

نفسم  سرد و دلم تنگ و صدام خونه ی غمها

دست من خالی ولبم خاموش،خودم تنهای تنها

می گذرونم لحظه هامو تا شاید بتابه آفتاب

تا شاید گرم امید شه به من با نوره مهتاب

آره من کولی تنهام،بی کس و بی همزبونم

سرنوشتم چرا این شد،به خدا من نمی دونم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

می خوام بیام....

می خوام بیام....

می خوام بیام و با تو بمونم اما دیگه نمی شه

دل من دنبالته اما عاشقت نمی شه

تو رو اصلا نمی خوام ،می خوام تنها بمونم

با تو بودن یه عذابه ،می خوام تنها بمونم

عشق تو دیگه نمی خوام،می خوام تنها بمونم

عشقت واسم یه زخمه،می خوام تنها بمونم

عشق تو عمرا نمی خوام، اینو خودت خوب می دونی

اصلا تو رو نمی خوام ،اینو  خودت خوب می دونی

دست تو دیگه رو شده

عشقم به پات حروم شد

کاش می دونستم کی بودی و کی هستی

 دل منو گرفتی اما بدش شکستی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

تنهات می زارم....

تنهات می زارم....

یه روزی تنها می مونی ،واسه من فقط می خونی

من تو رو دوستت ندارم ،تو خودت اینو می دونی

الهی تنها بمونی ،تا که قدرمو بدونی

یه روزی میاد می بینم داری شعرامو می خونی

من تو رو دوستت نداشتم من می خوام اینو بدونی

دیگه تنهات می زارم واسه من شعری تمومه

منو دیدن یه خیاله

از تو خوندن که محاله

قسمت ما هم همینه

دل توبا ما غریبه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

برای آخرین بار...

.برای آخرین بار...

دلم می خواست برگرد مو،تو اون چشات نگا کنم

برای آخرین بار، اسم تو رو صدا کنم

 اگه یه روز برگردی، با تو حرفی ندارم

می خوام بگم ،بدونی دیگه دوستت ندارم

بهت بگم بدونی، جایی نداری تو دلم

واسه همیشه کشتمت،سوزوندمت ته دلم

الهی که یکی بیاد با حرفاش زجرت بده

تو زندگیت تنها باشی یه کاری دستت بده

برای آخرین یه حرفی رو بازم میگم

دوستت ندارم تو بدون تا آخر دنیا می گم

خونه خرابم کردی لعنت به اون صدای تو

دوسم نداری به درک یکی میاد به جای تو

می خوام بگم برو بمیر،توف تو این رفاقت

تو با ما رفیق نبودی حیف از اون صداقت
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

جای من خالیه....

جای من خالیه....

حرفای اون شب تو،آتیش زده به جونم

چه کار کنم با اون نگات ،آتیش زده به جونم

من همونم که همیشه ،فدایی چشات بودم

حالا دیگه دیر شده ،دیونه ی نگات بودم

حالا بدون گذشتم ،ازعاشقی به عشق تو

نه دیگه دیونتم،نه دیونه ی اسم تو

حالا دیگه می دونم ،جای عکسم تو آلبومت خالیه

جای من تو اون خونه برای تو خالیه

فقط یه نفرین می کنم که تا ابد دیونه شی

عاشق بشی و اما تو عاشقی غمین بشی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

صدا بزن...

صدا بزن...

صدا بزن اسم منو، بخون تو این ترانمو

یه بار شده زمزمه کن، شعرای عاشقونمونه

صدا بزن یه عالمه، سکوت تو جهنمه

چی رو می خوای ثابت کنی رفتن تو مسلمه

وقتی تو نیستی من می شم، پرنده ای توآسمون

تا کی باید گریه کنم ،بهت بگم پیشم بمون

دلم پی نوازشه ،پراز نیاز و خواهشه

کاری نکن فکر بکنم ،عشقت دروغه فاحشه   

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  | 

گلایه میکنی که چی؟

گلایه میکنی که چی؟

گلایه می کنی که چی؟خوبه همیشه خواستنی

با اون نگاه پر گله،فکر شکستن منی

شک میکنی به بغض من ،حرفاموباورنداری

می خوای کدوم خیانتو،پای نگاهم بذاری؟

هر کسی هر چی که گفت بگه،اما تو باورش نکن

تلخی این دوری رو، با گلایه بدترش نکن

من نه هم دست زمستون،نه پیام آور پاییز

اگه قحطی بهاره،این دیگه تقصیر من نیست!

دل سپردن از من اما، دل شکستن از تویک ریز

اگه چشم تو می باره.این دیگه تقصیر من نیست!

به من نگو که بد شدم، مثل تمومه ادما

قانون دوست داشتن تو،کجا گذاشتم زیر پا

اگه تو دل تنگ منی، من از تو پر غصه ترم

تو اول راهی ومن دچار فصل اخرم

منو تباه دل خوری،منو اسیر اشک نکن

رو تن پاک لحظه هام گلایه ها تو حک نکن

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط ما دو تا عاشق...  |